دسته: شعر

اگر همچنان شور شیدایی در من باشد این جا مجالی است برای شریک شدن شاخه های ظریفی از جنس درون…

تک خاطره با ماه ۳

تک خاطره با ماه

    نگاه من به آن ماهی که چشمانت به آن بسته است که امشب قرص کامل بود و دل از عالمی خسته است همین تک خاطره با دوست، برای عشق کافی شد وگرنه شوق ماندن دیگر از...

سلام ۰

سلام

  سلامی می فرستی تا بگی هستی به کوته آیه ای آیا تو دل بستی؟! جوابش سرد و ما از پیش می دانیم نمی گیری که دادی از همان دستی

مجنون ۰

مجنون

    در پیچ و تاب زلف تو آهنگ ها نهفته است در پیش قاب نگاهت، دل ها سپرده است آیا شود کلید غزل ناب من شوی؟ دیگر جفا مکن که مجنون تو خسته است

آخرین خبر ۰

آخرین خبر

ای قاصد اخبار خوش بدرود بانو! گلی از جمع ما کم شد رفتن مسیری ناگزیر و حیف این بار صد بیش از همه کم شد قلب خوشت از حرکتی پر مهر در آخرین سطر خبر افتاد وقتی ندا...

خیّر شهر دروغ ۰

خیّر شهر دروغ

      “خیّر شهر دروغ“ فجر تا سینه ی آفاق شکافت چت این مرد دمی بسته نیافت پوکزنی بس به نهایت خوشنام در جوابت بدهد لایک، پیام پادشاهی که به تاریکی شب می زند پوک به ملوسان...

در بند ۰

در بند

در پیچ و تاب رفتنم،از هم جدا هربند من بی صدا تر از همه فریادم و دربند مقصد همین امروز تعیین میشود ناگاه من را به خود می آورد،این واژه “دربند

نقطه پایان ۰

نقطه پایان

  جای تو خالی بود هر که چیزی می گفت [در شناسنامه من] یکی از نیمه رفیق این راه یکی از نیمه گمشده اش و دگر چشم به راه اولاد آن یکی مهر حضور پر رنگ هر که...